یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

گفت بیا امروز کاردستی درست کنیم . یه چیزی درست کنیم برا باباهامون ببریم بهشون بدیم ..مث اوندفعه که برا مامانا درست کردیم ..سر تکان دادم که نه ... بهانه آوردم که دیگه گذشت روز باباها ! نگفتم که آن وقت با دل کوچک محراب چه کنیم ؟ 

 

پ.ن: احسان...

نوشته شده توسط مريم در 22:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

 

پ.ن : جوراب و دکمه ! میدونم که عاشق این دو تایی ! خخخخخخخخ

پ.ن : روزت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک بابا محمد.. دوسِت داااااااااااارم..

نوشته شده توسط مريم در 1:17 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر