جمعه بیست و هشتم تیر 1387
آيا ميدانيد كه :
يك ليتر سركه در زمستان سنگين تر از تابستان است.
پروانه ها با پاهايشان مي چشند.
وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما مي گويند "عافيت باشه" مي گويند ،چرا كه وقتي عطسه مي كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي ايستد.
يك كوروكوديل نمي تواند زبانش را در بياورد.
شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسد ولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت ميكند.
هر بار كه يك تمبر را ميليسيد ۱/۱۰ كالري انرژي مصرف مي كنيد.
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
روز پدر مبارک.
و من ياد گرفتم وقتي دردي دارم ،تنها نيستم.
ياد گرفتم كه هر روز بايد به كسي سر بزنم .مردم ديدار و تماس را حس مي كنند :گرماي دست ها ،آغوش پر مهر و حتي يك دست دوستانه را كه بر پشت شان كشيده شود، درك مي كنند.و آموختم كه هنوز بايد چيزهاي زيادي بياموزم.(مجله ي موفقيت)
پنجشنبه بیستم تیر 1387
عکس های نجومی:(بر گرفته از وبلاگ بهترین عکس نجومی روز"امین")
سه شنبه هجدهم تیر 1387
هنر کلدانیان حساب است.
هنر یونانی ها تناسب است.
هنر رومیان تقلید است.
هنر چینی ها آداب معاشرت است.
هنر هندوها سنجیدن خیر و شر است.
هنر یهودیان در مفهوم ویرانی استو
هنر اعراب در یادآوری گذشته ها و اغراق است.
هنر پارسیان در عیب جویی است.
هنر فرانسوی ها در کلک و تردستی است.
هنر انگلیسی ها در تحلیل و قیافه ی حق به جانب گرفتن است.
هنر اسپانیایی ها در تحجر است.
هنر ایتالیایی ها در قشنگی است.
هنر آلمانی ها در جاه طلبی است.هنر روس ها در غم غصه است.
(جبران خلیل جبران)
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
همزاد عاشقان جهان:
ما عشق را به مدرسه بردیم
در امتداد راهرویی کوتاه
در آن کتابخانه ی کوچک
تا باز این کتاب قدیمی را
که از کتابخانه امانت گرفته ایم
- یعنی همین کتاب اشارات را -
با هم یکی دولحظه بخوانیم
ما بی صدا مطالعه می کردیم
اما کتاب را که ورق می زدیم
تنها
گاهی به هم نگاهی ...
ناگاه
انگشتهای "هیس!"
مارا از هر طرف نشانه گرفتند
انگار
غوغای چشمهای من و تو سکوت را
در آن کتابخانه رعایت نکرده بود!
(قیصر امین پور)
دوشنبه دهم تیر 1387
یکشنبه نهم تیر 1387
شکست
چو شد ای دل که خاکسار شدی؟
سر به خورشید داشتی و دریغ
زیر پای ستم غبار شدی!
ترسم ای دلنشین دیرینه
سر گذشت تو هم ز یاد رود!
آرزومند را غم جان نیست
آه اگر آرزو به باد رود!
(دکتر شفیعی کدکنی)


