تبليغاتX
ياس

دوشنبه یازدهم آذر 1387

عشق از زبان کودکان

شنيدن تعاريف عشق و پاسخ سوالاتي كه در باره عشق از كودكان شده مي تواند به شناخت بيشتر روحيه كودكان كمك كند.در ادامه پاسخ كودكان در مورد عشق را خواهيم خواند.

اينها عين پاسخ هاي كودكان 5 تا 10 سال است به سوالاتي كه در مورد عشق و عاشقي از آنها پرسيده شده است:

بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟

«۸۴سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد كار كنيد و مي‌توانيد هي دراز بكشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» جودي، 8 ساله

«مهدكودكم كه تمام بشود، مي‌روم و براي خودم دنبال زن مي‌گردم!» تام، 5 ساله


در اولين قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه مي‌گويند؟

«در اولين قرار ملاقات فقط به هم دروغ مي‌گويند و اين معمولا باعث مي‌شود كه از هم خوش‌شان بيايد و يك قرار دوم بگذارند.» مايك، 10 ساله


مساله حياتي: بهتر است آدم ازدواج كند يا مجرد بماند؟

«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها بايد ازدواج كنند چون يك نفر را لازم دارند كه دنبالشان راه بيفتد و تميز كند!» لينت، 9 ساله

«بابا اين چيزها سردرد مي‌آورد. من فقط يك بچه‌ام. من همچين بدبختي‌هايي نمي‌خواهم.» كني، 7 ساله


چرا دو نفر عاشق هم مي‌شوند؟

«هيچ كس نمي‌داند چه اتفاقي مي‌افتد، ولي من شنيده‌ام كه يك ربط‌هايي به بويي كه آدم مي‌دهد دارد، براي همين است كه مردم اين قدر عطر و ادكلن مي‌خرند.» جين، 9 ساله

«مي‌گويند يكي به قلب آدم تير مي‌زند و اين حرف‌ها، ولي مثل اينكه بقيه‌اش اين قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله


عاشق شدن چطوري است؟

«مثل يك بهمن كه براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار كني.» راجر، 9 ساله

«اگر عاشق شدن مثل يادگرفتن حروف الفبا سخت است، من يكي كه نمي‌خواهم. خيلي طول مي‌كشد.» لئو، 7 ساله


نقش خوش‌تيپي در عشق

«اگر مي‌خواهيد كسي كه در حال حاضر جزئي از خانواده‌تان نيست، دوستتان داشته باشد، خيلي مهم نيست كه خوشگل باشيد.» ژوانه، 8 ساله

«فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه كنيد. خيلي خوش‌تيپم. اما هنوز كسي پيدا نكرده‌ام كه با من ازدواج كند.» گري، 7 ساله
«زيبايي يك چيز ظاهري است، نمي‌تواند خيلي ماندگار باشد.» كريستينه، 9 ساله

چرا عشاق دست هم را مي‌گيرند؟

«مي‌خواهند مطمئن شوند كه حلقه‌هايشان نمي‌افتد، چون خيلي بالايش پول داده‌اند.» ديو، 8 ساله


عقايد محرمانه درباره عشق

«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي كه وقتي تلويزيون كارتون مي‌دهد، اتفاق نيفتد.» آنيتا، 6ساله

«عشق آدم را پيدا مي‌كند، حتي اگر خودت را از آن پنهان كني. من از 5 سالگي تلاش مي‌كنم كه خودم را از آن پنهان كنم ولي دخترها مدام پيدايم مي‌كنند.» بابي، 8ساله

«خيلي دنبال عشق نيستم. فكر مي‌كنم كلاس چهارم بودن به اندازه كافي سخت هست.» رژينا، 10 ساله


ويژگي‌هاي شخصي براي اينكه عاشق خوبي باشيد؟

«يكي از شما بايد بلد باشد كه خوب چك بنويسد، چون حتي اگر صد هزار كيلو هم عشق داشته باشيد، باز هم يك قبض‌هايي هست كه بايد پرداخت كنيد.» آوا، 8 ساله


راه‌هايي كه مي‌شود كسي را عاشق خودتان كنيد؟

«به آنها بگوييد كه فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي شكلات داريد.» دل، 6 ساله

«يك سري كارها را نكنيد مثلا اينكه كتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممكن است با اين كارتان توجه كسي را جلب كنيد اما توجه، عشق نيست. » آلونزو، 9 ساله

«يكي از راه‌هايش اين است كه دختر مورد نظر را براي غذاخوردن بيرون دعوت كنيد. حتما يك چيزي بخريد كه دوست دارد؛ مخصوصا سيب‌زميني سرخ كرده.» بارت، 9ساله


چطوري مي‌شود فهميد دو تا آدمي كه توي رستوران غذا مي‌خورند عاشق هم هستند؟

«فقط نگاه كنيد و ببينيد كه مرد صورت حساب را برمي‌دارد يا نه. اين راهي است كه مي‌شود فهميد عاشق شده يا نه.» جان، 9 ساله

«عاشق‌ها فقط به هم خيره مي‌شوند و غذايشان سرد مي‌شود. بقيه بيشتر به غذا توجه مي‌كنند.» براد، 8 ساله

«اگر يكي از آن دسرهايي سفارش بدهند كه با آتش درست مي‌كنند، عاشقند. چون يعني قلب خودشان هم آن جوري است... توي آتش» كريستينه، 9 ساله


وقتي مردم مي‌گويند: دوستت دارم، به چه فكر مي‌كنند؟

«به خودشان مي‌گويند: بله واقعا دوستش دارم. ولي كاش مي‌شد حداقل روزي يك بار دوش بگيرد.» ميشله، 9ساله


چطور مي‌شود عاشق ماند؟

«اسم زنتان را فراموش نكنيد... اين كار كل عشق را نابود مي‌كند.» راجر، 8 ساله
«همسرتان را زياد ببوسيد.. اين كار باعث مي‌شود او يادش برود كه شما هيچ وقت آشغال را بيرون نمي‌گذاريد.» رندي، 8ساله
 

نوشته شده توسط مريم در 0:39 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم آذر 1387

مانعی برای پیشرفت

يك روز وقتي كارمندان به اداره رسيدند،اطلاعيه بزرگي را در تابلوي اعلانات ديدند كه روي آن نوشته شده بود:ديروز فردي كه هميشه در اداره مانع پيشرفت شما بود،در گذشت.مراسم تشييع جنازه فردا ساعت 10 صبح در سالن اجتماعات برگزار مي شود.در تمام اداره صحبت از اين اعلاميه عجيب بود.همه از خبر مرگ يكي از همكارانشان ناراحت شده بودند اما در عين حال كنجكاو بودند بدانند كسي كه مانع پيشرفت آن ها مي شد،چه كسي بوده است.فردا صبح همه كارمندان ساعت 10 صبح به سالن اجتماعات رفتند.رفته رفته جمعيت زياد شد صداي پچ پچ در سالن پيچيده بود.همه با هم مي گفتند:اين فرد چه كسي بود كه مانع پيشرفت ما در اداره شده بود؟خوب شد كه مرد!در همان حال نيز فكرهاي رنگارنگي از موفقيت ها و كارهاي نكرده به ذهن شان مي آمد و خوشحال تر مي شدند.كارمندان در صفي قرار گرفتند تا يكي يكي براي اداي احترام به كنار تابوت بروند ولي وقتي به درون تابوت نگاه مي كردند،ناگهان خشك شان مي زد و زبان شان بند مي آمد.درون تابوت آيينه اي بود كه هر كس ،به درون تابوت نگاه مي كرد،تصوير خود را مي ديد.نوشته اي نيز در درون تابوت بود: تنها يك نفر مي تواند مانع رشد و پيشرفت شما شود و او نيز كسي نيست جز خود شما.شما تنها كسي هستيد كه مي توانيد زندگي تان را متحول و به خودتان كمك كنيد .زندگي شما با تغيير رييس ،دوستان ،والدين ،شريك زندگي يا محل كارتان ،دست خوش تغيير نمي شود ،زندگي شما فقط وقتي تغيير مي كند كه شما باورهاي نادرست و محدود كننده خود را كنار بگذاريد.

نوشته شده توسط مريم در 0:21 |  لینک ثابت   •