تبليغاتX
ياس

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388

تعويض سنگ قبر سهراب در سكوت رسانه اي

پس از مرگ سهراب در اول ارديبهشت 1359 تا سالها فقط يك كاشي فيروزه اي رنگ نشانه محل دفن او بود.

 

در آذرماه سال 1367 سنگ مزاري براي سهراب ساخته مي شود كه مزين به شعري زيبا از خودش و با هنرمندي خوشنويس شهير مرحوم استاد رضا مافي بود. اين سنگ شهرت زيادي داشته و بنده اولين بار با ديدن تصويري از اين سنگ با سهراب آشنا شدم:

 

در مهرماه 1384 و در پي بي دقتي كارگران حين حمل مصالح سنگ قبر سهراب مي شكند و به اذعان شاهدان شبانه از محل خارج شده و پس از مدتي با سنگي كه به طرز ناشيانه اي سعي شده بود با سنگ قبلي شباهت داشته باشد تعويض گرديد:

 

و اين هم جديدترين شاهكار هنري براي سنگ قبر سهراب

 

اميدوارم كه مسئولين شهر ما بيش از اين در مورد مشاهير و نام آوران كاشاني حساس باشند و ضمن جلوگيري از اقداماتي اين چنيني كه بدون شك موجب بازتاب هاي منفي در مورد شهر مي شود نسبت به شناساندن و معرفي اين بزرگان اقدام نمايند

متن موجود در سايت سهراب سپهري


امروز طبق سالهاي قبل، آخرين روز از سال را كنار آرامگاه سهراب بودم. مشهد اردهال و امامزاده سلطانعلي، خلوت بود و ساكت. مثل هميشه وسعتي براي فكر كردن و مرور  روزهاي گذشته.
اما... ساعت حدود 2 بعد از ظهر...
يك لودر كوچك ، دو كارگر زحمت كش، چند بيل خاك، چند عدد لگد و ...
و در نهايت، سنگ قبري سياه رنگ  و دراز و تقريبا بدقواره جايگزين سنگ قبر ساده و قديمي ولي صميمي سهراب شد .
با اين سنگ نوشته :

خانه ابدي شاعر آب و آئينه "
طلوع زندگي  1307 هجري شمسي
غروب زندگي 1359 هجري شمسي
كاشان  بلوار نماز  برادران  ...."

غروب زندگي ؟ براي سهراب ؟
اعلام شماره موبايل موسسه حكاكي سنگ قبر (يا بهتر است بگويم آگهي تبليغاتي) روي آرامگاه سهراب سپهري ؟

انتظار اين تغيير و تحول را واقعا نداشتم.

همه چيز در كوتاهترين زمان ممكن اتفاق افتاد. چيزي حدود نيم ساعت. سنگ قبر سابق آرامگاه سهراب سپهري، همان سنگ سفيد و ساده، زير چند بيل خاك و سنگ قبر سياه جديد مدفون شد.
تنها بودم و اين تغيير ناگهاني، تماما" فكر و حواسم را بهم ريخته بود. فقط فرصت تهيه يك دوربين يك بار مصرف دست داد و تهيه عكسهايي كه حالا اينجا هستند .

و قبل از آن...
يك شيشه گلاب كه قرار بود سنگ قبر سهراب را بشويد،  اجبارا" خاك ريخته شده بر روي سنگ را شست. حالا حداقل ميدانم كه خاك ريخته شده بر روي آرامگاه سهراب، بوي گلاب ميدهد.

از شخصي كه به عنوان مسئول و سرپرست و ناظر بر صحت خاك پاشيدن كارگران و صحيح  راه رفتن و لگد كردن آرامگاه سهراب بود، سوال كردم آيا خانواده سپهري از اين اقدام شما خبر دارند ؟
جواب : شايد، نميدونم.
پرسيدم اين سنگ را چه كسي انتخاب كرده، اين كار به درخواست چه كسي  انجام ميشه ؟
جواب : اين رو مسئول امامزاده داره انجام ميده. به خاطر اينكه آقاي سپهري ارادت خاصي به امامزاده داشتند ما هم براشون اين كار رو انجام داديم.

در تمام مدتي كه اين اتفاقات مي افتاد، به جز من و چند نفري كه مشغول خاك بازي و بيل زدن بودند، و يكي دو نفري كه از روي كنجكاوي ناظر بر بيل زدن قبر سهراب بودند، كسي در آن اطراف نبود.
نه مراسمي بود، نه حضور بستگان و نزديكان و نه سخنراني و نه بزرگداشتي براي شعر و ادب پارسي.
فقط گرد و خاك بود و سنگي سياه و زمخت و بد شكل.

اينجا چه خبر بود ؟! 

من خودمم چند سال پیش رفتم و خیلی تعجب کردم از این که یه مقبره ساده هم ندارد.واقعا متاسفم برای خودمون.

نوشته شده توسط مريم در 9:3 |  لینک ثابت   •